رازهای شبنم

رازهای شبنم

سالم شدم

سلااااام.

امروز رفتم گچ پامو باز کردم.

خواهشن وقتی نظر می زارید آدرس وبتون هم بذارید.منتظر

خیلی خوشالم 2باره می تونم والیبال بازی کنم.

فردا می رم سرعین و 2شنبه  برمی گردم.

و دیگه....

آهان فکر کنم امتحان آخرمو خراب کردم.گریه

و یه چیز دیگه تازگیا از یکی از دوستام خیلی بدم میاد قبلا خیلی ازش خوشم میومد ولی الان وقتی می ببینمش می خوام بکشمش.عصبانی

حس می کنم یکم ... هستش طرف.

به اخلاقای مزخرفش پی بردم.عصبانیدیگه اصلا کاری باهاش ندارمعصبانیقهر

و در جواب کسی که درباره عکس نظر گذاشته منظورتو نفهمیدم و این که من از این عکس هیچ منظوری ندارم.

فحلا بروبچ خدافظبای بای


+ نوشته شده در  ۱۳٩٠/۳/۱۱ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ  توسط شبنم  نظرات ()

امتحانات

سلام به دوستای گل خودم.

این 1یکی 2 ماه اصلا نبودم.

ولی الان اومدم.

بزارید از امتحانا براتون بگم:

اولین امتحانمون ریاضی بود و 3 روز فرجه داشت منم چون دوستای کاریه بابام داشتن از چین میومدن باید می رفتم تهران.

که با خانواده رفتیم.

اخه من چمیدونستم این طوری می شه.گریه

الان بهتون می گم چی شد

من شب قبل از امتحان ریاضی پرواز داشتم یعنی قرار بود برگردم به این شهر لعنتی.

تو فرودگاه بودم که گفتن پرواز به علت نا مساعد بودن هوا کنسل شده.

منم  که داشتم آتیش می گرفتم این چینی ها هی می خندیدن.

آخه قرار بود لبا ما بیان.

نمی دونستم تو فرودگاه گریه کنم یا عصبانی بشم.

به دوستام که اس دادم گفتم همشون بهم زنگیدن.

وقتی فرداش تهران بودم بابم زنگ زد به مدیرمون گفت

اونم پر رو برگشته بود گفته بود این طوری آمار مدرسه ی منو میاری پایین.

حدودا4 تا 5 بار به بابام زنگ زده بود که یه جوری خودمو برسونم.

خلاصه گذشت و قرار شد 28 این ماه ریاضی رو امتحان بدم.

بعدش 5 شنبه ی اون هفته رفتم والیبال بازی کردم.

صبحش که پا شدم دیدم نمی تونم راه برم

رفتم دکتر گفت باید پاتو گچ بگیری.

اون موقع دیگه اشکام اومد پایین.

و حالا 4 شنبه ی همین هفته می رم بازش کنم البته اگه دکتر نگه بازم باید تو گچ باشه.

دلم خیلی واسه والیبال تنگ شده.

و دیگه این که فکر کنم امتحانامو خوب دادم.

و پس فردا آخرین امتحان رو باید بدیم که حرفس و من حالم ازش به هم می خوره.

آخه زور باید 200 صفحه رو بخونی فقط واسه 8 نمره.

حوصلشو ندارم فردا می خونمش.

و دیگه...

آهان راستی دلم خیلی براتون تنگیده بود.

فحلا.ماچقلب

+ نوشته شده در  ۱۳٩٠/۳/٩ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ  توسط شبنم  نظرات ()

من اومدم

سلاااااااااااااااااااااام.

بالاخره من اومدم.

12 برگشتم اما حوصله نداشتم بیام پا کامپیوتر.سبز

و در جواب نهال جون دوست خوبم

آره عزیزم داشتم درس می خوندم که آپ نکردم.

خودمم باورم نمی شهچشم

راستی بچه ها 

تو این یه ماه می خوام خیلی کم بیام اینجا و بشینم درس بخونم.

البته اگه بتونم پای حرفم بمونم.متفکر

راستی داداس نفرین جوابا رو خونه ی خالم بودم دادم.

تعجب نکن!چشمک

دیگه

خدا کنه بتونم درسامو بخونم.

آخه خیلی برام مهم شده.عینک

آهان اینم بگم دلم خیلی براتون تنگ شده بود.

پس فعلا تا آپ بعدی.

آهان

یه خواهش

محمد اولین نفر نبود که شماره می داد خواهشن از این کارا نکنید که حالم بد می شه.سبز

فعلا بایماچقلب


+ نوشته شده در  ۱۳٩٠/۱/۱٤ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ  توسط شبنم  نظرات ()

دارم میرم

سیلااااااااااااااااااااایم(به قول داداسی نفرین)

فردا صبح میرم تهران.

و احتمالا تا آخر عید نیستم اگه بهتون سر نزدم ناراحت  نشید.

امیدوارم عید خوبی داشته باشید

واسه منم دعا کنید بهم خوش بگذره.

حدودا یه سالی می شه از بعد تصادف داداشم با ماشین نرفتیم

تهران.

فعلا خدافظ تا...

برید به ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳٩٠/۱/۳ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ  توسط شبنم  نظرات ()

طرح های جالب و ابتکاری روی فنجان ها

 

 

و

در ادامه مطلب

چند تا منظره ی برفی که با مداد کشیده شده اند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳٩٠/۱/۱ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ  توسط شبنم  نظرات ()